اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
145
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
هزار دينار با او صلح كرد ، و معاويه نخستين كس بود كه با روميان صلح نمود ، و صلح او با ايشان در آغاز سال 42 بانجام رسيد . پس چون كار معاويه رو به راه شد ، فرماندهان شام را بجنگهاى تابستانى فرستاد و در سرزمينهاى روم سال بسال برده مىگرفتند ، و ما نام آن فرماندهان را در جاى جنگهاى تابستانى ذكر كرديم ، پادشاه روم خواستار صلح شد تا دو برابر آن مبلغ بدهد ، ليكن معاويه پيشنهاد او را نپذيرفت . عبد الله بن عامر بن كريز را والى بصره كرد و چون بانجا رسيد ، عبد الرحمان بن سمره را به خراسان فرستاد و او همراه عبد الله بن خازم سلمى به بلخ و كابل لشكر كشيد ، پس بلخ را پس از جنگى سخت گشود و رهسپار كابل شد و چند شب آن را محاصره داشت ، سپس دروازه بان شهر نزد وى آمد ، پس براى او چيزى معين كرد تا دروازه را گشود و جنگ به داخل شهر كشيده شد ، سپس خواستار صلح شدند ، پس پسر سمره با آنان صلح كرد و بازگشت و پسر خازم را در خراسان بجاى گذاشت . معاويه ، عبد الله بن دراج غلام خود را بر خراج عراق گماشت و به او نوشت : از مال عراق [ آنچه ] بدان كومك جويم بسوى من حمل كن . پس ابن دراج به دو نوشت و به دو خاطرنشان ساخت كه دهگانان به او خبر دادهاند كه كسرى و خاندان كسرى را خالصه هايى بوده است كه در آمد آنها را براى خودشان جمعآورى مىكردهاند و حكم خراج بر آن بار نمىشود پس به او نوشت كه آن خالصه ها را بشمار و خالصه اش قرار ده و سدها براى آنها بساز . پس دهگانان را فراهم ساخت و از ايشان پرسش كرد و گفتند كه دفتر در حلوان است ، پس فرستاد تا آن را آوردند و هر چه را براى كسرى و خاندان كسرى بود از آن استخراج نمود و سدها بر آن بست و آن را خالصه معاويه قرار داد پس از زمين كوفه و سواد آن ، در آمدش به پنجاه ميليون درهم رسيد . به عبد الرحمان بن ابى بكره درباره سرزمين بصره نيز چنين نوشت و آنها را دستور داد كه هديه هاى نوروز و مهرگان را نزد وى فرستند و در نوروز و جز آن و در مهرگان ده ميليون نزد وى فرستاده ميشد .